امیرکبیر، امیر کبیر ایران

میرزاتقی خان امیرکبیر (1222-1268 ه ق) ستاره بی نظیر تاریخ ایران و جهان نه تنها در تاریخ دوهزارساله ایران بلکه در تاریخ جهان نیز کم نظیر و بی بدیل است.

0 220

میرزاتقی­ خان امیرکبیر در سال 1222 ه ق در هزاوه فراهان از توابع شهرستان اراک به دنیا آمد. پدرش کربلایی محمد قربان در ابتدا آشپز میرزاعیسی(میرزابزرگ) قائم مقام اول بود که پس از او همین شغل را در دستگاه پسرش میرزاابوالقاسم قائم مقام ثانی نیز برعهده داشت. کربلایی قربان بعدها ناظر و درواقع ريش سفيد خانه قائم مقام گرديد، و هميشه مورد لطف مخدوم خود بود. آنچه بنظر مي رسد کربلائي قربان خيلي هم بي چيز نبوده، بلکه آب و ملکي داشته و دست کم يک دانگ قريه حرآباد مال او بوده و نيز آنقدرها استطاعت داشته که به سفر حج برود. محيط خصوصي تربيت ميرزا تقي خان را دستگاه ميرزا بزرگ قائم مقام و پسرش ميرزا ابوالقاسم قائم مقام، که دو وزير بزرگ عباس ميرزا بودند مي ساخت. ميرزا بزرگ در سال 1237 درگذشت. در آن زمان ميرزا تقي خان ظاهراً هجده ساله بود. لذا محضر ميرزا بزرگ را خوب درک کرده و شايد هم پاره اي کارهاي دبيري او را انجام می داد. امیرکبیر همسر عزت‌الدوله، خواهر ناصرالدین‌شاه قاجار، پدر تاج‌الملوک همسر مظفرالدین‌شاه قاجار و پدربزرگ محمدعلی‌شاه، ششمین پادشاه از دودمان قاجار بود.

میرزاتقی خان در عزمش پایدار بود. در موردي که نماينده انگليس خواست رأي امير را عوض کند، خود اعتراف می کند که “… سعي من و کوشش نماينده روسيه، و تلاش مشترک ما همه باطل است. کسي نميتواند ميرزا تقي خان را از تصميمش باز دارد”. برهان استقلال فکر او همين بس که در کنفرانس ارزتةالروم بارها دستور حاجي ميرزا آقاسي را که مصلحت دولت نمي دانست، زير پا نهاد. شگفت اينکه حتي امر محمدشاه را نيز ناديده مي گرفت و آنچه را که خير مملکت تشخيص مي داد، انجام می داد. بي اثر بودن پافشاريهاي روس و انگليس و عثماني در رأي او، جاي خود دارد. اما يک دندگي بي خردانه نمي کرد. حدشناسي از خصوصيات سياسي اوست و چون مي ديد سياستي پيشرفت ندارد، روش خود را تغيير مي داد. درستي و راست کرداري از مظاهر ديگر استحکام اخلاقي اوست؛ از اين نظر فساد ناپذير بود. قضاوت وزير مختار انگليس اين است: “پول دوستي که خوي ملي ايرانيان است در وجود امير بي اثر است”. به قول رضاقلي خان هدايت که او را نيک مي شناخت: “به رشوه و عشوهً کسي فريفته نمي شد”. دکتر پلاک اتريشي مي نويسد: “پولهايي که مي خواستند به او بدهند و نمي گرفت؛ خرج کشتنش شد”.
امیر هم­چنین به گفته و نوشته خویش اعتبار می نهاد. دلیر و جسور بود. متانت و سنگینی او مثال زدنی و به شخصیت خویش مغرور بود و در کمال تعجبب نامجو و شهرت طلب نبود.

امیرکبیر چه کارهای مهمی انجام داد؟

به دستور امیرکبیر رسم قمه کشی و لوطی بازی از شهرها و راه ها برداشته شد و حمل سلاح گرم و سرد را ممنوع نمود. امیرکبیر، دستگاه وزارت امور خارجه را توسعه داد. تأسیس سفارت‌خانه‌های دائمی در لندن و سن‌پترزبورگ، ایجاد کنسولگری در بمبئی، عثمانی و قفقاز؛ تربیت کادر برای وزارت امور خارجه و تنظیم دفتر اسناد سیاسی از کارهای اوست. ایمنی اجتماعی و حفظ حقوق كشاورزان دو عامل اصلی ترقی كشاورزی بود. با برانداختن آئین كهنه سیورسات و حمایت از روستائیان، میزان تولید مواد كشاورزی افزایش یافت و كشت محصولات تازه‌ای نیز آغاز گردید. بنای سد ناصری بر رودخانه‌ كرخه، ایجاد پل شوشتر، رواج كشت نیشكر، بنای سد تازه‌ گرگان، و زراعت پنبه‌ آمریكایی از دیگر كارهای امیركبیر است.

در سال 1264 قمری به فرمان امیرکبیر نخستین برنامه دولتی ایران برای واکسن زدن آغاز شد. در اوائل سال 1266 در زمینی واقع در شمال شرقی ارگ سلطنتی سنگ بنای دارالفنون نهاده شد و در اوائل سال 1269 و تنها 13 روز قبل از قتل امیرکبیر پایان یافت. از مهمترین کارها و تاسیسات اجتماعی امیرکبیر به سال 1267 و تاسیس روزنامه وقایع اتفاقیه برمی گردد. شماره اول روزنامه وقايع اتفاقيه روز جمعه پنجم ربيع الثاني 1267 (هفتم فوريه 1851) انتشار يافت. در صفحه اول علامت شير و خورشيد ايران و عبارت “يا اسدالله الغالب” نگاشته شده بود

عزل امیرکبیر با فرمان شاه

ابتدا امیر از صدارت و پیشکاری شاه برکنار شد ولی هم چنان مقام امارت نظام را برعهده داشت. پيام شاه در چهارشنبه هجدهم محرم 1268 (سيزدهم نوامبر 1851) شب هنگام به ميرزا تقي خان ابلاغ گرديد، و دستخط عزل فردا صبح (پنجشنبه نوزدهم محرم) به امير رسيد.

توطئه کشتن امیرکبیر از کجا نشئت گرفت؟

دشمنان امیرکبیر شاه را محاصره کردند عوامل اصلي توطئه عبارت بودند از: مهدعليا، ميرزا آقاخان نوري، پسر دائيهاي شاه از جمله شيرخان عين الملک ايلخان طايفه قاجار، و سردار محمدحسن خان ايرواني داماد محمد شاه.

بنابر آنچه از قول ناصرالدين شاه آورده اند، ميرزا آقاخان نوري بود که فرمان قتل را از شاه گرفت و به حاج علي خان سپرد. مخبرالسلطنه مي نويسد: « از غلامحسين خان صاحب اختيار شنيدم که ناصرالدين شاه گفته بوده است که به قتل امير راضي نبودم. ميرزا آقاخان تدليس کرد و دستخط را از من گرفت. دستخط ديگر فرستادم که ميرزا علي خان نرود، گفت رفته است و معاذير آورد».

روزگار تبعيد به چهل روز رسيد. جنايت بزرگ تاريخ روز جمعه هفدهم ربيع الاول 1268 (دهم ژانويه 1852) در حمام فين کاشان صورت گرفت.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.